خرید بک لینک
سلام. نوع برنامهریزیهای من هنوز نو پا هستند و احتمال خیلی زیاد، تغییرات ریزودرشتی خواهند داشت. با توجه به اینکه تقریباً در حال آزمونوخطا و مطالعه هستم این پست بیشتر حکمِ ثبت تجربیات را دارد. سعی میکنم اگر تغییری در برنامهها ایجاد کردم، اینجا هم ثبت کنم. روزِ اولی که تصمیم گرفتم این برنامهها

برچسب: نویسنده: نگار حسنی تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 5:13

چهارشنبه, ۱۷ خرداد ۱۳۹۶، ۰۲:۵۳ ب.ظ محمود بهم گفت خواب دیدم دو تا خواهر دارم. یکی تازه از کما درآمده و سنش از تو کم تره و ما خیلی خوشحال شده بودیم ولی تو داشتی حسودی میکردی که رقیب پیدا کردی. جیغ جیغ کردم و گفتم یعنی از من خوشگلتر بود؟ (باور کنید نمیدونم چرا این سؤال رو پرسیدم:)) ) چشماش رو

برچسب: نویسنده: نگار حسنی تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 5:13

قصد داشتم از سوژههای نوجوانی بنویسم که چند سؤالی که این روزها زیاد بهشان فکر میکنم و میپرسم سراغم آمد. اولی-که مستقیماً به سوژههای نوجوانیام ربط دارد: حدوداً چند وقت است که مرا میشناسید؟ (البته این را مخصوص وبلاگیها نوشتم :)) ) سه تا از صفات خوب و سه تا از صفات بد من را (بر اساس مدتی

برچسب: نویسنده: نگار حسنی تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 5:13

جدیداً شروع کردهام به تماشای آرشیو یکیدو سال گذشتهٔ یک برنامهٔ روانشناسی. از لابهلای صحبتهای روانشناس برنامه در برنامههای اخیرشان که حول محور خانواده و روابط متقابل بود، فهمیدم که قبلاً در آغاز برنامهشان به بحث خودشناسی پرداخته بودند. بنابراین من که روانشناس و حرفهایش را میپسندیدم خواستم ا

برچسب: نویسنده: نگار حسنی تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 5:13

از آن دسته ای هستم که کاری نیست که به آن عشق خاصی داشته باشند.

امروز در حینِ نوشتن و پاک کردن برای پست امروز یادم آمد که چقدر این روزها به این واقعیت فکر می کنم.

+You are not alone را موقع زیر و رو کردن آهنگهای قدیمی پیدا کردم.

برچسب: نویسنده: نگار حسنی تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 5:13

امشب از آسمان دیدهٔ تو روی شعرم ستاره میبارد در زمستان دشت کاغذها پنجههایم جرقه میکارد شعر دیوانهٔ تبآلودم شرمگین از شیار خواهشها پیکرش را دوباره میسوزد عطش جاودان آتشها آری، آغاز دوست داشتن است گرچه پایان راه ناپیداست من به پایان دگر نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست از دوست داشتن-

برچسب: نویسنده: نگار حسنی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 7:46

از ساعت 6 که رسماً زمان فکر کردن به پست و آپدیت کردن وبلاگ شروع شد، چیز خاصی به ذهنم نرسید. یکساعتی که هر شنبه و چهارشنبه به آپدیت کردن وبلاگ اختصاص میدهم بدون نتیجه دقیقی گذشت و نوبتکار با فتوشاپ روزانهای که حدوداً یک ساعت ونیم-دو ساعت است رسید. آن را یک ربع زودتر جمع کردم و بازهم به موضوع نو

برچسب: نویسنده: نگار حسنی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 7:46

بعدازاینکه با جملهٔ ("فکر نکنم دیگه دانشآموزی مثل شما قسمت من بشه") خر ذوق کنندهای که دبیر ادبیاتم در تلگرام گفت، کمی خیالِ سرتر بودن از همسنوسالهایم به سرم زد و ناگهان احساس ناراحتی شدیدی به من دست داد. یکجور حس سردرگمیِ بیدلیل در خودم احساس کردم. حسی که شاید کمی به حرف پنجشنبهشب مستر شی

برچسب: نویسنده: نگار حسنی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 7:46

پاسخ:
آره دقیقا :)))

مرسی خیلی وقت (حالا نه اونقدم خیلی:دی) بود پیشنهاد نداده بودی :)

++ عههه، گول خوردم. فکر کردم آهنگه :)))))) خیلی باحال بود انصافا :|

برچسب: نویسنده: نگار حسنی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 7:46

صفحه بندی